تبليغاتX
الُهم عجَلٍ لولیک الفرج

الهم صل علي فاطمه

و ابيها و بعلها و بني ها و سر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك

 

مظلوميت آنچنان بر وجود تو سايه افكنده است كه يادت بي اراده و ناگزير آتش بر خرمن وجود مي افكند و خاطره ات بغض را در گلو مي شكند .

با ولادتت اگر چه جهان معنا گرفت هدف و غايت آفرينش تحقق يافت و فضيلت جامعه تجسم پوشيد .اگر چه پارسايي تولد يافت نجابت جوانه زد عشق شكوفه كرد فداكاري جان گرفت مادري و زن بودن افتخار شد و رايحه ي ايثار در جهان پيچيد .

و وفاتت اكرچه وفات اين همه بود و بي ترديد رحلت نور ليكن آن مظلوميت ۱۸ ساله كه بر تو گذشت وفات و تولد را بر ما يكسان كرد .ياد تو با هر بهانه اي بغض را در گلويمان مي شكند و جگرمان را آتش ميزند .آري آن مظلوميت نيلي كه بر چهره ي تو نشسته بود نمي گذارد كه لبخند بر چهره ي نه تشيع و نه اسلام كه حتي انسانيت پس از تو بنشيند . آنچه جانسوز است صبر توست در مصائب علي و صبر علي است در مصائب تو . و از همه مهمتر تشييع شبانه و مظلومانه پيكر توست . چه كردند با تو كه اين تازيانه اعتراض جاودانه را بر پشت تاريخ روا دانستي .چه ظلم ها بر تو رفته بود چه حقها از تو تضييع گشته بود و چه حقايقي در مقابل ديدگان تو تحريف گرديده بود كه اينگونه دشمن را بر كرسي رسوايي جاودانه نشاندي ؟ و اين چگونه اعتراضي بود كه خداوند نيز به حمايت از آن برخاست

باري آسمان اين شب ها كه مي رسد عجيب بي قراري مي كند و زمين داغ دلش تازه مي شود و زخم شرمش سر باز ميكند . ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هاي هاي گريه كنند .

و تنها خداست كه مي تواند تسلاي دل علي باشد .

ماه حق دارد كه گوشه اختفا را براي كريه اختيار كند و ستارگان چه كنند اگر سر بر شانه ي يكديگر نگذارند و مصيبت را زبان نگيرند .

چه رازي بود در شهادت زهرا  كه خانه فرو نريخت مدينه زير و رو نشد عمود خيمه آسملن نشكست و زمين متلاشي نگشت ؟ آفرينش اين تحمل را ار كجا آورده بود ؟

كسي هست در خانه فاطمه پس از او كه شايد اين راز سر به مهر به دست هاي او گشوده شود .

او اسما است . محرم اسرار فاطمه است . از او بپرسيد شايد او پاسخ بگويد .

بگويد كه :( آري حسنين سر به پاي مادر نهاده بودند و پايه هاي عرش را به ذجه هاي خويش مي لرزاندند . زينب و ام كلثوم كائنات را با موهاي خويش پريشان مي كردند . چروك بر پيشاني آسمان افتاده بود زمين از درد به خود مي پيچيد ناله هاي فرشتگان داغ پيامبر را دو چندان مي كرد .  ولي چه بود انچه آفرينش را بر پاي نگاه مي داشت ؟

در آن شب تغسيل ماه من ديدم كه علي در مامن تاريكي سر بر ديوار خانه فاطمه سر بر محور آفرينش سر بر عمود آسمان نهاده بود و زار زار مي گريست .)

در آن شب علي سر بر ديوار كائنات ملتقاي زمين و آسمان محور آفرينش مي ساييد و با وجود بي قرار خويش همه را به آرامش مي خواند.

صلي علي يا فاطمه بنت رسول الله !

 

الماس دعا .

ف.ث

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 17:19  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

سايت يوسٿ زهرا سلام الله عليها

بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست . بر عکس ، انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری ايستادن است .
 
 " مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ، انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
 
 اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين آمادگی است . ناشی از همين قيام و اقدام است .
 
 پايان اين بحث را از نوشته زنده ياد آيه الله طالقانی ، عالم مبارز اسلامی بهره مي بريم که مي گويد :
 
 " توجه دادن مردم به آينده درخشان و دولت حق و نويد دادن به اجرای کامل عدالت اجتماعی ، و تاسيس حکومت اسلام و ظهور يک شخصيت خدا ساخته و بارز ، که مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعاليم مؤسسين اديان است ، و در مکتب تشيع ، که مکتب حق اسلام و حفظ اصلی معنويات آن است ، جزء عقيده قرار داده شده  و پيروان خود را به انتظار چنين روزی ترغيب نموده ، و حتی انتظار ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعيت را آماده کنند . و همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری ، بر سر هر ملتی وارد مي آمد ، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد . "

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 3:35  توسط سید مرتضی نظام پور  | 
شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی ، شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی عليه السلام بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدی عليه السلام آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل محمد صلي الله عليه و آله نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانيت است . از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی عليه السلام آمده است ، خبری است که از حضرت امام محمد باقر عليه السلام نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در اين روايت حضرت باقر عليه السلام می فرمایند :

" مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " .

و نيز در روايت امام محمد باقر عليه السلام گفته شده است که بيشتر آسمانها ، آباد و محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين عليهما السلام استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد و هر چه در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و امام باقر
عليه السلام جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 1:34  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

و لكل وجهه هو موليها فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يات بكم الله جميعا ان الله علي كل شيئ قدير .

(148 بقره)

ترجمه :

هر كسي را راهي است به سوي حق كه بدان راه يابد . پس بشتابيد به سوي خيرات كه هر كجا باشيد همه شما را خداوند گرد خواهد آورد .

 

تاويل آيه :

بزرگي از امام جعفر صادق (ع) روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: چون خداوند حضرت قائم (عج) را اذن ظهور دهد بخواند خوداي را با نام عبراني او . پس از آن گرد آيند اصحابش كه سيصد و سيزده نفرند (و پيوند گيرند) چون ابرهاي پراكنده فصل پاييز و آنان صاحب لواء باشند كه بعضي شبانه از بستر خود مفقود شده و در مكه شب را به صبح رساندند و بعضي ديده شوند كه هنگام  روز در ميان ابر ها سير نمايند و شناخته شوند به نام خود پدر و نسبشان . آن بزرگ گويد: سوال كردم قربانت شوم كدام يك از اين دو گروه در ايمان برترند؟ فرمودند: آنانكه روزها در ابر ها سير كنند و در حق ايشان است قول خداي عز و جل كه فرمايد: اينما تكونوا يات بكم الله جميعا ان الله علي كل شيئ قدير .

مراد از وجهه در آيه طريقت مي باشد و اين طريقت ولايت است و مراد خداوند از فاستبقوا الخيرات, فاستبقوا الي الولايه ميباشد . خيرات يعني ولايت اهل بيت . بنابراين خطاب الهي در اين آيه به اصحاب حضرت قائم است كه بشتابيد به سوي ولايت , در واقع به سوي صاحب ولايت كه هر كجا باشيد خداوند همه شما را گرد خواهد آورد .

آيات فوق گواهي است بر وجود مبارك حضرت ولي عصر (عج) .

غم مخور ايام هجران رو به پايان مي رود

                                         اين خماري از سر ما مي گساران مي رود

پرده را از روي ماه خويش بالا مي زند

                                        غمزه را سر ميدهد غم از دل و جان مي رود

وعده ي ديدار نزديك است ياران مژده باد

                                        روز وصلش مي رسد ايام هجران مي رود

 

به اميد ديدار همچو روي ماه گل نرگس .

التماس دعا...

ف . ث

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 19:0  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

خدا كند تو بيايي...

از عمق نا پيداي مظلوميت ما صدايي آمدنت را وعده مي داد .صدا را عدل خداوندي صلابت مي بخشيد و مهر رباني گرما مي داد . و ما هر چه استقامت از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل از اين نوا دريافتيم. در زير سهمگين ترين پنجه هاي شكنجه تاب مي آورديم كه شكنج زلف تو را مي ديديم . در كشاكش تازيانه ها و چكاچك شمشير ها برق نگاه تو تابمان مي داد و صداي گام هاي آمدنت توان مان مي بخشيد . رايحه ات كه مژده ي حضور تو را بر دوش مي كشيد مرحم ي بر زخم هاي نو به نويمان بود و جبر جان هاي شكسته مان .

 درد ها همه از آن رو تاب آوردني بود كه تو آمدني بودي .تحمل شدائد از آن رو شدني بود كه ظهورت شدني بود و به تحقق پيوستني. انگار تخم صبر بوديم كه در خاك انتظار تاب مي آورديم تا در هرم خورشيد تو به بال و پر بنشينيم .

سنگيني بار انتظار بر پشت ما سنگيني يك سال و دو سال نيست سنگيني يك قرن و دو قرن هم نيست.حتي از زمان وداع يازدهمين خورشيد هم نيست .

تاريخ انتظار و شكيبايي ما به آن ظلم كه بر عاشورا بر ما رفته است بر مي گردد. به آن تير ها كه از كمان قساوت برخاست و بر گلوي مظلوميت نشست. به آن سم اسبهاي كفر كه ابدان مطهر توحيد را مشبك كرد .به آن جنايتي كه دست و پاي مردانگي را بريد .

از آن زمان تاكنون ما به آب حيات انتظار زنده ايم.انتظار ظهور منتقم خون حسين(ع) .

تاريخ استقامت ما از آن زمان نيز دورتر مي رود . از عاشورا مي گذرد و به بعثت پيامبر اكرم (ص) مي رسد . هم او در مقابل همه ي جهل و ظلم و كفر و شرك و عناد و فسادي كه جهان آن زمان را پوشانده بود وعده مي فرمود كه كسي خواهد آمد . نامش نام من ,كنيه اش كنيه من, لقبش لقب من ,دوازدهمين وصي من خواهد بود و جهان را از توحيد و عدل و عشق و داد پر خواهد فرمود .

اما تاريخ صبر و انتظار ما به دور تر از اين ها بر مي گردد . به مظلوميت و تنهايي عيسي به غربت موسي به استقامت نوح و از همه اينها گذر مي كند تا به مظلوميت هابيل مي رسد .

انتظار و بردباري ما را وسعتي است از هابيل تاكنون و تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان(عج).

...آري...و در آن زمان هستي حيات خواهد يافت . عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ هاي خشكيده علم خون تازه خواهد دويد . پشت اهريمن ظلم و جهل با خاك انس جاويدان خواهد گرفت . شيطان خلع سلاح خواهد شد, انسان بر مركب رشد خواهد نشست ...

و عروج را زمزمه خواهد كرد ...

 

الهي روشني ده ديده ها را                          بكن شادان دل غمگين ما را

 

            رسان بر منتظر چشمان ياران                      قدوم مهدي مشكل گشا را

 

التماس دعا

ف.ث

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 22:17  توسط سید مرتضی نظام پور  | 
با بررسي روايات درباره نقش زنان پيش و پس از ظهور حضرت مهدي عليه السلام به نكات قابل توجهي دست مي يابيم.

 هر چند طبق بعضي از روايات ، اكثر پيروان دجال را يهود و زنان تشكيل مي دهند ، ولي در كنار آنان ، زناني مومن و عفیف نيز هستند كه در حفظ عقيده خود سخت كوش بوده ، از اوضاع پيش از ظهور بسيار متأثرند.

برخي از زنان از ثبات قدم و روحيه جهاد گرانه اي برخوردارند و هر جا كه مي روند با جنگ تبليغاتي عليه دجال ، ماهيت ضد انساني او را آشكار مي سازند.

بر پايه برخي از روايات چهار صد زن هنگام قيام مهدي عليه السلام ، آن حضرت را همراهي مي كنند و اكثر آنها در بخش بهداشت و درمان مشغول فعاليت مي باشند. البته در روايات درباره تعداد زناني كه به هنگام قيام حضرت با او خواهند بود ، اختلاف وجود دارد .

برخي از روايات از سيزده زن نام مي برند كه هنگام ظهور حضرت مهدي عليه السلام با حضرتش مي باشند و شايد آنان از كساني هستند كه از نيروهاي ابتدايي مهدي عليه السلام مي باشند.

برخي از روايات نيز عدد زناني را كه به حضرت ياري مي رسانند ، هفت هزار و هشت صد نفر ذكر كرده است و آنان زناني هستند كه پس از قيام ، حضرت را همراهي مي كنند و در كارها به آن حضرت كمك مي كنند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : عيسي بن مريم در بين هشت صد مرد و چهار صد زن فرود مي آيد كه آنان از بهترين ساكنان روي زمين و از صالح ترين مردمان گذشته هستند.

امام باقر عليه السلام مي فرمايد : به خدا سوگند سي صد و اندي نفر خواهند آمد و پنجاه زن نيز در ميان آنان است.

مفضل بن عمر مي گويد : امام صادق عليه السلام فرمود : همراه حضرت قائم ، سيزده زن هستند . عرض كردم : آنان چه مي كنند و چه نقشي خواهند داشت ؟ فرمود : زخمي ها را مداوا مي كنند و از بيماران پرستاري مي نمايند ؛ هم چنان كه همراه رسول خدا (ص) بودند. گفتم : آن سيزده نفر را نام ببريد ؟ فرمود : قنوا دختر رشيد ، ام ايمن ، حبابه و البيه ، سميه مادر عمار ياسر ، زبيده ، ام خالد احمسيه ، ام سعيد حنفيه ، صيانه ماشطه و ام خالد جهنيه.

در كتاب منتخب البصائر از دو زن به نام وتيره و احبشيه نام برده شده است كه از اصحاب و ياوران حضرت قائم (عج) شمرده شده اند. برخي از روايات نيز تنها به همراه بودن زنان با حضرت اكتفا كرده و تعدادشان را ذكر نكرده اند.

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 1:50  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

خداوند به موسي (ع) گفت  :

هرگاه بنده اي مرا مي خواند آن چنان به سخن او گوش مي سپارم که گويي بنده اي جز او ندارم اما شگفتا!! که بنده ام همه را چنان مي خواند که گويي همه خداي اويند جز من !!!

********************

 

هر آنكه جانب اهل خدا نگه دارد

                                  خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست

                                  كه آشنا سخن آشنا نگه دارد

دلا معاش چنان كن كه گر بلغزد پاي

                                  فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيمان

                                  نگه دار سر رشته تا نگه دارد

صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بيني

                                  ز روي لطف بگو كه جا نگه دارد

چو گفتمش دل مرا نگه دار چه گفت

                                  ز دست بنده چه خيزد خدا نگه دارد./

 

التماس دعا

ف . ث

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 20:7  توسط سید مرتضی نظام پور  | 
   حضرت فاطمه بنت الحسن عسکری

                  بانوی مه طلعت حوری سرشت           بیدگل از فیض قدومش بهشت

                        گلبنی  از  گلشن  عترت  بود                 خواهر  موعود  عدالت  بود

 

در جوار قبر مطهر حضرت امام زاده هاشم بن علی (ع) قبر کوچکی قرار گرفته که مربوط به فاطمه خواهر امام زمان می باشد.

 در کتاب تحفه هاشمیه مرحوم میرزا عبدالباقی طباطبائی به نقل از تذکره سید اسمعیل تائینی  که ایشان از کتاب بهجه الواعظین نقل کرده نوشته اند : زمانی که امام حسن عسکری به همراه فاطمه دختر هفت یا هشت ساله شان  به قصد زیارت حضرت رضا (ع) از مدینه به طوس می رفت   که از بلاد ری و چهل حصاران می گذشت  به مدت 3 شبانه روز در چهل حصاران ( بیدگل امروز ) اقامت داشتند که فاطمه به علت بیماری فوت می کند و امام حسن ایشان را در جوار امام زاده دفن می نمایند .

 

به چند مورد ازکتب مستند اثبات وجود این بزرگواران اشاره می کنیم :

مهدی موعود ج 13 بحار ترجمه علی دوانی

نجم الثاقب علامه نوری باب 4 ص329

تاریخ اهل البیت ص 112 سید محمد رضا حسینی

الشجره المبارکه فی انساب الطالبیه امام فخر رازی صص 78و79  -  بحر الانساب - روضه الصفا – بحار الانوار- زینت الواعظین- بهجه المستمعین – بحر المناقب – زبده التصانیف – مجموع الرائن – آئینه حقایق و ...

روز زیارتی ایشان تولد و شهادت امام حسن عسکری می باشد

 

+ نوشته شده توسط راد در و ساعت |

 در کتاب بحر المناقب و زبده التصانیف از قول تذکره مسطور است که : حضرت امام عسکری (ع) فرمودند : "خوشا به احوال سعادتمندانی که در حوالی آن بقعه شریف توطن دارند و شب و روز به زیارت آن حضرت شرفیاب می شوند" و در زینت الواعظین مسطور است که آن حضرت فرمود :" هر شیعه که زیارت کند امام زاده هاشم را من ضامن می شوم که هر دفعه که زیارت کند بنویسند در نامه اعمال آن بنده مومن ثواب زیارت مخصوص جدم حسین را که در ایام رجب و شعبان و رمضان با خضوع به جای آورده باشد و ضامن هستم که هر شیعه که زیارت کند مرقد امام زاده را در چهل حصاران در شب اول قبر زیارت کنند او را جدم رسول خدا و علی و فاطمه" و نیز فرمودند:"دقیقه ای نیست که مرقد امام زاده از روح پاک انبیا و اولیا خالی باشد.پس در این صورت دعای مومن در سر تربت امام زاده هاشم رد نمی شود ".

 

آدرس حرم : کاشان – بیدگل – انتهای خیابان سیدالشهداء 

تلفن های حرمین :   03622722200    و    03622720062

 

 ما این قسمت را با اجازه آقای احمدی نویسنده وبلاگ بیگدل در وبلاگ خود جای دادیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 2:43  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

الم * ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين * الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوه و مما رزقناهم ينفقون *

(3-1 بقره)

ترجمه :

الف لام ميم . از رموز قرآن است . اين كتاب با عظمتي است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است . آن كسانيكه به غيب ايمان آورند و نماز به پاي دارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق كنند.

تاويل آيه :

شخصي از امام صادق (ع) راز اين آيات را پرسيد . اما فرمود: المتقون شيعه علي عليه السلام و الغيب هو الحجه الغائب .(با تقوايان شيعيان علي (ع) هستند و غيب همان حجت غائب است .) و گواه بر اين مطلب آيه 20 سوره يونس است : فقل انما الغيب لله فانتظروا اني معكم من المنتظرين ( بگو اي پيامبر غيب از آن خداست. پس منتظر باشيد كه من با شما از منتظرانم .)

آيات فوق بشاراتي است سرتاسر بشارت و اميد .

 به اميد ديدار همچو روي ماه گل نرگس .

التماس دعا...

ف.ث

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 0:29  توسط سید مرتضی نظام پور  | 

بر آستان جان جانان

 

بر آستان آن جان جانانی، سر تعظیم و تکریم فرود آر که آراسته به سیرتی نیکو (قلم/4) و در مهر و مهربانی، لطف و عطوفت سرآمد مهربانان زمینی است (آل عمران/159) گرچه همانند تو بشری است برخاسته از میان انسان ها. (کهف/110)

به دامان اویی بیاویز که وجودش بر تو و بر تمام کاینات، رحمت و برکت است (انبیاء/107) و در کوره راه های تاریک و دهشتناک گمراهی و ضلالت همچو مشعلی فروزان، روشنی بخش زندگی توست (احزاب/46) و به مثبت اندیشان نیکوکار بشارت دهنده سلامت و سعادت جاودانه و پاداش بی پایان از سوی پروردگار (احزاب/47) و روی گردان از فرمان کافران و منافقان و عفو کننده جور و آزارشان. (احزاب/48)

آن گاه که در لحظات طاقت فرسای گمراهی، روحت در پی ناجی رئوف، همدمی می طلبد، وی دوست و همنشینی است که می توان به مهرش دل بست. (سباء/46) آن دلبری که عاشقانه در برابر هدایت تو به سعادت، از تو اجرتی نستاند مگر مهر و محبت خاندانش. (شوری/23) که آن ها را دوست بداری و به آن ها مهر بورزی و در ثانیه های گران سنگ عمر، آن ها را به دیار فراموشی نسپاری و در سایه سار مهر آن ها به خوشبختی ابدی دست یازی.

او پیام آور مهر و مهربانی است و مشتاق سعادت من و تو و ما، همویی که از شدت تاسف ضلالت انسان ها به ناگاه نزدیک بود جان به جان آفرین تسلیم دارد و جان آفرین چه عاشقانه آرامشش داد و فرمود که من به تمام آن چه انجام می دهند آگاهم (فاطر/8).

در لحظات سخت تکذیب و سرپیچی با مهر بی پایان خویش، برای خودخواهان آمرزش می طلبد و آن ها روی بر می گردانند (منافقون/5) به شدت دلگیر می شود ولی ناشناختی دلداریش می دهد که اگر تو برای این افراد آمرزش بخواهی یا نخواهی به حالشان یکسان است و من آن ها را هدایت نمی کنم. (منافقون/6)

پس بیاویز به دامانش و از رحمت بی پایانش بهره جو و در عرصه تکاپوی زندگی به او اقتدا نما (احزاب/21) همانند او استقامت بورز و شکیبا باش و با اقتدای به او دریای طوفانی روحت را به ساحل آرامش رسان.

بر آستان مهر او پروانه وار بال و پر زن که بسیار مشتاق و حریص بر هدایت تو به سرزمین سعادت و بهروزی است (نحل/37) و در این مهرورزی شک مکن و به پیام ناشناختی گوش جان بسپار که اگر تو خالصانه او را دوست بداری از رحمت وی بی نصیب نخواهی بود. (نحل/64)

آری او آن مهربانی است که از فرط محبت، فقر و پریشانی و جهل و فلاکت من و تو و ما آرامش را از وی ربوده و بر آسایش و نجات ما و تمام کسانی که دل به مهرش بسته دارند حریص و رئوف و مهربان است . (توبه/128)

این متن رو توی وبلاگ شکوفه یاس خوندم و خیلی خوشم اومد با اجازه آقا مرتضی گذاشتمش اینجا تا شمام بخونین ... اگه خوشت اومد نظر هم بده..

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:24  توسط سید مرتضی نظام پور  |